می نوازد ویولونی را که

در خیابان گرفته دستش را

سال ها با صدای زیبایش

تکه ای نان گرفته دستش را

***

می نوازد ، ولی نمی بیند

مرد ، هر چند ، دست یاری را

میهمان می کند به آهنگی

عابر  ضلع  شهرداری  را

***

در میان پیاده رو هر روز

فقط او یک هزار ، پا دیده

دیده تنها هزار پایی که

حس او را گرفته نادیده

***

چهره اش داد می زند ،دیگر

از خودش از ویولنش خسته است

خسته از سردی خیابان و

کوچه ی زندگی که بن بست است

 

Image result for ‫گدایی که ویولن می نوازد‬‎